قلدر

می ترسم یه روز بخوای همه چیزو تموم کنی
من دل بستم
به همون زندان آهنی که دورم ساختی که فقط تو رو دوست داشته باشم
دروغ چرا ؟
توی قلبم خیلی ها رفتن و اومدن
خیلی ها هم توی قلبم موندگار شدن
خیلی ها
ولی تو چی؟
تو هربار که اومدی تو قلبم بشینی اونو شکستی و دوباره رفتی
تقصیر خودت نبود عشقو بهت یاد ندادن
تمومش نمی کنم زبان
من برای همیشه می مونم
نه اینکه عاشق باشم
می خوام سهمم از عشق  تنهایی باشه
وسهم تو ؟
می خوام فرصت عاشق شدن دوباره رو از تو بگیرم قهقهه
خیلی خودخواهم می دونمچشمک

بگو خبخندهقلــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدر

/ 1 نظر / 26 بازدید
رضا.م

خب !