عشق تازه1

کنار تو احساس آرامش می کنم 
علی خیلی وقت است که از یادم رفته نامرد پست دیگر دوستش ندارم حتی از او متنفرم
اگر منتظر او نمانده بودم فرصت ازدواجم را از دست نمی دادم و مجبور نبودم با امیر ازدواج کنم
با امیر هم مشکلی ندارم اما به روزمرگی رسیده ام 
تو باهمه فرق داری از یک دوست هم به من نزدیکتری 
یه چیزی مثل نیمه ی گمشده 
هر چی می گم می فهمی درک می کنی 
ایلیا رو هم خیلی دوست داری 
ایلیا بهم می گه 
مامان کاشکی اون بابای ما بود اون خیلی خوبه 
من ولی به عنوان یک دوست تو رو دوست دارم 
بیشتر دوست دارم مثل یه خواهر برات باشم تا یک همسر 
اگر چه می دونم که خودت سه تا خواهر داری 
ویه مادر پیر ودوست داشتنی 
از وقتی توی زندگیم اومدی بیشتر تحمل می کنم 
لااقل باهات درد دل می کنم 
خیلی وقتا بهم می گی 
جدا شو 
اینجوری برات بهتره 
اما از وقتی فهمیدم دیگه بچه دار نمی شم نمی تونم ایلیا رو تنها بگذارم 
خیلی دوستت دارم 
کمکم کن کنارم باش من خیلی تنهام 

/ 0 نظر / 52 بازدید