خوابش گرفت اما قلبش از او می خواست که نخوابد از اینکه سرشار از عشق بود احساس سپاسگزاری می کرد با خود اندیشید : وقتی آدم عاشق باشد همه ی چیزها معنای بیشتری می یابد صحراقلب انسانها را سرشار از الهام می کند در ذهنش حرفهای پیشگو نقش بست همواره از نشانه ها پیروی کن
پیشگو گفت : صحرا پر از آدمیانی است که زندگی خود را می گذرانند چون می توانند به راحتی به روح جهان نفوذ کنند به آنها پیشگو می گویند گاهی کار آنها مردم را می ترساند
راستی چرا می خواهی آینده را بدانی ؟
مرد گفت : تا بتوانم کارهایی را انجام دهم وآنچه رخ دادنش را دوست ندارم تغییر دهم
پیشگو گفت از نشانه ها پیروی کن وبه گونه ای حرکت کن که هیچ چیز نتواند تو را از مسیرت به مسیری دیگر ببرد
نشانه ها نشانه ها .....؟
توی این شبها  بیاییددعای خیرمون رو بدرقه ی راه همدیگه کنیم وهمه چیز را از خدا بخواهیم نه از بنده هاش چشم