شاکی پرونده سلام درسته من متهمم ؟
حتی برای متهم شدن پیش تو هم کمم نیشخند
چه ذوقی کردم شنیدم رفتی شکایت بکنی

اما دلم گرفت که گفتی آخه آزارم می دی ؟دل شکسته

من تو رو آزارت می دم؟ منی که می میرم برات؟
منی که تندی می شکنم زیر تولد نگات
دروغگو
تو حکم من نوشته بود طبق مواد یک و بیست

تو روزگار من و تو این کارا عاقلانه نیست
معلومه عاقلانه نیست عشق که عاقلانه نیستکلافه

شاکی محترم گلم بگو که زندونیم کنن
بگو که پیش پای تو یک شبه قربونیم کنن

بگو به افتخار تو بیان منو دار بزنن

علت دیوونگیمو تو کوچه ها جار بزنن

درسته که عاشقتم اما مگه من دیوونم
قهقهه
خنده رو از تو بگیرم که بی چشات چیکارکنم؟

خلاصه که شاکی من صاحب پرونده ی من
متهمت قصدی نداشت عاشقیشو به دل نگیر

شاکی نازنین من مزاحمت شدم ببخش

مثل تمام لحظه ها بتاب و آروم بدرخش

متهمت قول می ده دیگه بهت نامه نده

درسته دیوونس ولی موندن رو قول و بلده

فک نکنی نامه ی من شده مثل دفاعیه

شاکی من نشون ندی این مدرک و به محکمه

فدای چشمات که تو نور هی طار و صد رنگ می شه

زرد پاییزی می پوشی چشات چه خوش رنگ می شه

یادت باشه لحظه ی صدور حکم ، تو محکمه

دلت نسوزه نگذری از تقصیر متهمه
زبان
متهم هر چی ردیف ردیف پنج و دو و سه

نمی ذارم تو عاشقی کسی به گردم برسه
زیبا جون اشکال نداره امضا کنم که مریمم ؟

مریم دیوونه ی تو یازده آبان و یه روزخیال باطل