حس می کنم حفظ کردن رشته ی الفت بین من وتو خیلی سخته حس می کنم تصاحب کردن قلبت کار دشواریه دلم می خواد فقط مال من باشی نه مادرت نه  پدرت نه برادرات نه دوستات
تو مدام برام حرف می زنی از سختی هات از خدا از همه ... اما من تازگیا خیلی بی حوصله شده ام نمی دونم چرا حوصله تلفنهات رو ندارم چرا اینطوری حرف می زنم می ترسم از دست بدمت
نمی تونم بین تو واون مادر سختگیرت یه حصار بکشم چرا اون می خواد ما مثل اون فکر کنیم
وقتی کنارشم نمی تونم بخندم نمی تونم توی چشمات نگاه کنم وهمین باعث می شه که بخوام تو رو با تمام وجودم به طرف خودم بکشم ...
من یه عمر تنها بودم بهم حق بده که اینطور تک رو  و گوشه گیر باشم باید آداب سخن گفتن رو تمرین کنم بعضی کلمات می تونه ما رو از هم دور کنه دل شکسته
کاش می شد این حرفها رو بهت گفتقلب