چند روز پیش به پیشنهاد یکی از دوستان با یه ادیب آشنا شدم قرار شد شعرامو براش ببرم تا در موردشون نظر بده
به نظر خودم که خیلی خوب بود
رودست حافظ رو آورده بودم
ولی خوب نمی دونم چش بود خوشش نیومد فکر کنم حسادت می کرد
به هرحال دپرس شدم
با این حال بهم گفت من به آینده ی شما امیدوارم ومنتظر اشعار بعدیتون هستم
با این حال فکر کنم یه مدتی از حال وهوای شعر گفتن اومدم بیرون
همون بهتر که برین شعرای ۱۰۰۰ سال پیشو بخونین وفکر کنین خوشبختین
چیه ؟ این حرفها از من بعید بود