فریدون فروغی یادت بخیر
تن تو نازک ونرمه مث برگ
تن من جون می ده پرپر بزنه زیر تگرگ
دست باد پر می ده برگو روهوا
اما من موندنیم تا برسه دستای مرگ
نفسم این خاکه
خونه گرم از خاکه
من از تبار خاک آریایی
قشنگ ترین قصیده ی رهایی
هوای عشق تازه نیست تورگهام
تن نمی دم به رنگ کهربائی
نفسم این خاکه
خونه گرم از خاکه
واسه رفتن دیگه دیره
خاک اینجا چه عزیزه
عاشق قدیمی پیره