مهربــــــــــــــــان يار خــــــــــــــــــدايي دارم
چي موقع رفتنه ؟ مرسي از اينكه ياد آوري كردي
من ووبلاگم روزهاي خوبي رو داشتيم
يه چيزهايي رومن بهش ياد دادم مث عزيز شدن مث خاطره شدن
يه چيزهايي رو اون به من ياد داد مث تحمل كردن اعتماد كردن دوست داشتن منتظر بودن ...
خيلي چيزها رو هم فرصت نشد به همديگه ياد بديم
اتفاق هايي افتاد اتفاقهايي كه بعضي را نوشتم بعضي رو هم نتوانستم ...
خلاصه ي كلام به هم وابسته شديم
امروز مي خوام بذارمش وبرم
مث خيلي چيزها كه شروع نشده تمومشون كردم
يا خيلي چيزها كه تا آخرش رفتم ودست خالي برگشتم 
بهش مي گم يه روز برمي گردم شايد روز تولدش ... داد مي زنم يادم نمي ره
بغض مي كنه ... نمي فهمه چقدر دوستش دارم ... بگذريم عادت مي كنه مث من
حرف آخر : ازهمه كساني كه مثل يه دوست خوب اومدن وتنهام نذاشتن تشكر مي كنم وبراشون روزهاي خوبي رو آرزو مي كنم 
خداحافظ همين حالا.....................