اين چند وقت مشكلات زندگي كلافه ام كرده بود توی فيلم اغماء يه جاي فيلم كاراكتر فيلم مي گه : مي ترسم وقتي ايمانتو از دست بدي كه بيشتر از هميشه بهش احتياج داري
تكان دهنده است آره من به ماه رمضان احتياج دارم براي اينكه مثل بقيه ماه رمضان رو يك روتين نمي بينم من خيلي از خدا دور شدم حس مي كردم اون خيلي مقصره اما حالا مي بينم همه اين اتفاقات نتيجه خودخواهي هاي آدمهايي بود كه اونو نمي شناختند راهم رو پيدا كردم قران مي خونم البته بيشتر به فارسي ووقتي مي بينم اينقدر جمله هاي قشنگ توي قران هست تعجب مي كنم كه چطور ازش غافل شدم كلاس زبان مي رم وانرژي مي گبرم از آدمها دور شدم واين به نفع منه چون آدمها در شكست نمي تونن همديگه رو همراهي كنن با كنجكاوي هاي بي موردشون درمورد كاروزندگيم فقط ضربه مي زنن جزوه هاي امتحان فوق رو خريدم مي خوام از اول مهر واسه فوق بخونم ديگه نمي دوم چيكار بايد بكنم ؟

چه مي تواند باشد مرداب

جز جاي رستن حشرات فاسد
چرا توقف كنم ؟
من از سلاله درختانم
تنفس هواي مانده ملولم مي كند
پرنده اي كه مرده بود به من آموخت
پرواز را به خاطر بسپارم
مگر نه اينكه
نهايت تمامي نيروها پيوستن است
پيوستن به اصل خورشيد
وريختن به شعاع نور
چرا توقف كنم ؟
صدا صدا تنها صداست كه مي ماند
صداي ريزش نور ستاره ها به دامن شب
صداي خواهش شفاف آب به جاري شدن
صدا صدا تنها صداست كه مي ماند  
چرا توقف كنم ؟
مرا تبار خوني گلها به زيستن متعهد كرده است
تبار خوني گلها ، مي دانيد ؟