خدايا زندگي كردن را به من بياموز مردن را خود خواهم آموخت

چند روزه كه يه غم بزرگ نشسته كنج سينه ام ... فكر كنم تا اول ماه رمضان حالم همينطوريا باشه اما خوب اين چيزا نمك زندگيه منم عادتمه هميشه شور مي خورم هرچه پيش مي رم به اين نتيجه مي رسم كه تنها چيزي كه حساب كتاب نداره كار اين دنياست ... چي بود تو كتاباي ديني مي خونديم 
دلم هواي تازه مي خواد ديشب تو ايوون خوابيدم حس خوبي بود دم صبح يخ زدم حالم خوب جا اومد نمازم هم قضا شد ...