ای آفتاب خوبان می سوزد اندرونم            یک ساعتم بگنجان در سایه عنایت

همه چيز تمام شد ديگر منتظر بازگشتت نمي مانم تو كه اينجا محبت را نياموختي شايد آنجا بياموزي زندگي هرچقدر كه براي تو پراز لذت بشود بيش از سه بخش نيست بخش اول كه با شكستن حرمت يك عشق بگذرد بخش دوم وسوم در جستجوي آن عشق گم مي شود بالاخره توهم يك روز پدر مي شوي آنوقت اگر دخترت را مثل من ديدي زيادبه دنبال مقصر نگرد چشم كه باز كني مي بيني مقصر در آينه است ... من هم كه نيمه اول را باحسرت  بگذرانم لااقل شادم كه نيمه دوم را درحسرت نيمه اول نمي مانم