خیلی وقتا تنهام
نه اینکه از تنهایی گله داشته باشم اما گاهی برای تنهایی بهانه ای نیست جز مشغله ی کاری او
شاید دلیلش خواسته های من بود
شاید دلیلش خودخواهی من بود
من قبول دارم که پیشرفت مهم است اما اصرار بیش از حد  ...
نمی دانم شاید اشتباه کردم که توقعم را پایین نیاوردم
اما همه ی اینها به خاطر آینده بود
آینده ای که امروز حاصلش فقط دویدن اوست وانتظارمن
گاهی حتی فرصت نمی شود حرف بزنیم
این را که من نخواستم
خدای من ذهن او چقدر درگیر کار است
کاش برای تنها نماندن هم شرطی گذاشته بودمناراحت

این روزها که می گذرد شادم
شادم
شادم که می گذرد
این روزها فقط می گذرداوه