خواننده : رضا صادقی
زورکی نخند عزیزم می دونم اومدی بازی
نمی خوام این آخرین بازی زندگیم ببازی
خودتو راحت کن و فک کن که جبران گذشته است 
ازمنم می گذره امابه دلت چاله نسازی
اومدی بشکنی بشکن از من ساده چی مونده؟
قبل تو هرکی بوده تموم تاروپودسوزونده
تو هم از یکی دیگه سوختی می خوای تلافی باشی
بیا این تو ودل وباقی احساسی که مونده 
دل ما اونقده پاره ست موندنش مرگ دوباره ست
آسمون سینه ی ما خیلی وقته بی ستاره ست
همینی که باقی مونده واسه دلخوشی تو بشکن
تیکه تیکه هامو بردن آخرینشم تو بکّن
 نمی خوام بگذره عمری خسته شی واسه فریبم
یقه تو نمی گیره هیچکس من که با خودم غریبم
بزن وبرو عزیزم مث هرکس که زد وبرد
طفلی این دل که همیشه به گناه دیگران مرد
نفرتتو از غریبه سر یک غریب خراب کن
خنده ی کوتاه من رو بیا گریه کن عزا کن
مهمم نیست که چه جرمی یا گناهی این سزاشه
باقی دلم یه مشت خاک همینم می خوام نباشه 
عقده های یک شکستو خالی کن سر دل من
دیگه متروک مونده وسرد خاک  پیر ساحل من
از نگاهات خوب می فهمم که تو فکر یه فریبه 
بازی بسه بیا بشکن من غریب و تو غریبه