گاهی وقتا آدم واقعا دلش می خواد از یه نفر تشکر کنه
یه نفر که اسمش مادره
یه نفر که همه ی زندگیشو به پای تو گذاشته
با گریه های تو گریه کرده وبا خنده های تو احساس خوشبختی کرده
دلت می خواد ازش تشکر کنی
شایدم دلت بخواد بار سنگین غصه هاتو که روی دوشش گذاشتی برداری
اون عادت داره
تا وقتی که نفس می کشه
تو هم عادت داری غصه هاتو روی دوشش بگذاری
نمی دونم دستاشو دیدی
دستایی که پیر شده ولی هنوز آرزوشه که کمکت کنه
پ مثل پدر
خدایا او را دوست دارم
آرزوی او راحتی من است
اما من به آنها چه داده ام؟

جز غصه هایم